السيد الطباطبائي

18

شيعه ( مجموعه مذكرات با پروفسور هانرى كربن ) ( فارسى )

. . . پس از شهادت امام على عليه السلام ، ديگر پيشوايان ما نيز همواره مصالح عاليه مسلمين و جوامع اسلامى را بر هر چيز ديگرى ترجيح دادند ، و حتى حاضر شدند تا آن‌جا فداكارى و ايثار از خود نشان دهند كه به خاطر مصلحت برتر چند صباحى با مخالفين و غاصبين پيمان صلح ببندند و ولايت‌عهدى ظاهرى را بپذيرند تا بلكه در اولين فرصت ، به احقاق حق بپردازند و يا حداقل اجازه ندهند كه بنياد رسالت ، در مقابل دشمن مشترك ، لرزان گردد . رهنمودهاى قاطع و صريح امامان ، براى شيعيان آن عصر ، راه و روش روشنى را نشان مىداد و خط مشى سياسى و اجتماعى آنان را ، آن طور كه شرايط ايجاب مىنمود ترسيم مىكرد و تاريخ نيز گواه است كه شيعيان صدراسلام هرگز در كارهاى اجتماعى از صف اكثريت جدا نشدند و به طور فعالانه‌اى براى پيشبرد اسلام كوشيدند و در نبردهاى آزادىبخش اسلامى ، بر ضد نظام‌هاى طاغوتى عصر ، شركت كردند و در اين راه از بذل جان و مال دريغ نورزيدند . در جوامع اسلامى آن روز تضاد درون و برون و دوگانگى در فكر و عمل به آن شكلى كه ما امروز شاهد آن هستيم - و محصول جهل و نادانى كسانى است كه هدف را فداى مصلحت‌هاى شخصى كرده‌اند - هرگز وجود نداشت و پيروان حقيقى امامان ، تشيع را وسيله‌اى براى ارتزاق قرار نداده بودند كه به خاطر آن حتى از دستور امام نيز تخلّف ورزند ! در جايى كه امام صادق عليه السلام از آنان مىخواهد كه با ديگر مسلمانان بجوشند و در كارهاى اجتماعى ، همگام آنها باشند ، مخالفت و خودخواهى و تكروى چه مفهومى مىتوانست داشته باشد جز مخالفت با حكم رسول و مخالفت با دستور خداوند ؟ : . . . كيف ينبغى لنا أن نصنع فيما بيننا و بين قومنا و بين خلطائنا من‌الناس ، ممن ليسوا على أمرنا ؟ قال : تنظرون الى أئمتكم الذين تقتدون بهم ، فتصنعون ما يصنعون ، فواللَّه انهم ليعودون مرضاهم و يشهدون جنائزهم و يقيمون الشهادة